المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
683
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
6 - مىتوان گفت كه « خير » در « خير من مشركة » و « خير » افعل تفضيل است كه لازمهء آن ، مشاركت دو طرف آن در اصل « خير » بودن است ، ولى خير نكاح زن مؤمنه و نكاح مرد مؤمن ، زيادتر است ، امّا در خلاف اين دو نيز « خير » كمى وجود دارد . اگر فاسد بود ، نبايد اصلا خيرى در آن مىبود و مىتوان به اين استدلال چنين جواب داد : « خيرى » كه در اينجا از آن سخن گفته شده ، به اعتبار « قسمت و فساد نكاح نيست » ، بلكه چون زيبايى ، افتخارات خانوادگى و مال از انگيزههاى نكاح و خيرات دنيوى مىباشند . در مطلق « خير بودن » مشاركت خيرات دينى است كه در نكاح مؤمنين مىباشد . اما خيرات دينى بالاتر مىباشند . زيرا اين گونه خيرات ، امور حقيقى دائمى است ، نه امور وهمى زائل شدنى . و به همين دليل آمدن صيغهء « افعل تفضيل » جايز است . 7 - « واو » در « و لو » حاليّه مىباشد ، و « لو » به معناى « إن » شرطيّه است كه خيلى از اوقات به اين معنا مىآيد . « اعجاب » مورد بحث در آيه نيز در حسن و مال و جاه است كه اشاره به اين مىكند كه قصد جمال و مال در نكاح پسنديده نيست ، بلكه آنچه كه پسنديده است ، قصد دين و پيروى از سنّت نبوى است ، چنان كه معصوم ( عليه السّلام ) مىفرمايد : « با زن ديندار ازدواج كن ، دستانت به خير برسد » . « 1 » مراد از اينكه « دعوت به آتش مىكنند » . اين است كه : به كارهايى دعوت مىكنند كه سبب دخول در آتش مىباشند . زيرا به سبب معاشرت ، دوست از دين دوستش الگو مىگيرد . و به همين دليل حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمودند : « شخص بر دين دوستش مىباشد ، پس هر كدامتان از شما بنگرد كه با چه كسى دوست مىشود » . « 2 » در اين باب ، محرّمات ديگرى نيز وجود دارد كه در كتب مفصّل فقهى ذكر شده است و از روايات استفاده مىشود و ما در اينجا به آنچه كه در قرآن كريم آمده بود ، بسنده كرديم . نوع سوّم : در لوازم نكاح ، مثل مهريّه و نفقه و امثال آنها .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 30 ، ( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 8 ، ص 327 ، حديث 9568 .